مرتضى راوندى
374
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دولت ، حقوق ديوانى را « به مساهلت و مسامحت » يعنى با روشى ارفاقآميز از رعيت مىگرفتند ولى امروز از راه ظلم و ستمگرى و بهانهجويى مردم را غارت مىكنند ، بهطورى كه آنچه امروز از شهرى به ظلم و جور مىگيرند ، برابر است با آنچه سابقا از اقليمى به دست مىآوردند . سپس مىنويسد : سرهنگان نامسلمان « به زخم چوب از مسلمانان زر مىستدند » و به نام تأمين منافع ديوان خون مسلمانان مىريختند و مال آنان مىربودند و از اين پولهاى نامشروع خرابات و « خمرخانهها » بنا مىكردند و بطور علنى و آشكارا به لواط و زنا و ساير مناهى دست مىزدند . از هرچيز ماليات خاصى به نام شاه و براى شاه اخذ مىكردند . سپس از مفاسد و ستمگرى مامورين انتظامى و ديوانى نسبت به طبقات مختلف مخصوصا كسبه و پيشهوران و روحانيون چنين ياد مىكند : « . . . و هر سرهنگى ده جا قوادخانه « 1 » نهاده است در هر شهرى از شهرهاى عراق . . . زنان نشانده آن خورند كه در شرع حرام ، و آن كنند كه بيرون از دين اسلام بود ؛ پليد زبان باشند و به هر سخن دشنامى بدهند ، اوّل سخن دشنام ، دوم چماق ، سوم زربده ، هرسه به ناواجب « 2 » . » سپس مولف ضمن توصيف عوارض ظالمانهاى كه در نيمه دوم قرن ششم هجرى از پيشهوران مىگرفتند ، مىنويسد : دبيران ديوان استيفا ، بدون دقت و مطالعه دستور مىدادند ، صد دينار بقالان و پانصد دينار بزازان بدهند ، اين اوامر به سرهنگان ابلاغ مىشد و آنان به زور چوب اين عوارض را از پيشهوران بينوا مىگرفتند . همو مىنويسد : كه نسبت به علماء بىحرمتيها كردند و كتب علمى و اخبار و قرآن را با ترازو مىكشيدند و يك من به نيم دانگ مىفروختند ؛ و همانطوركه از جهودان جزيه مىگرفتند ، در مدارس از علماء و اهل دانش زر مىخواستند . « 3 » . » تعاليم و اندرزهاى سياسى او بهنظر نويسندهء راحة الصدور ، بقا و دوام و استقامت مملكت به چهار كس ممكن بود « چناك تخت به چهار پايه قايم شود ، اول قاضى عادل كه در امضاى احكام شرع ، رعايت جانب حق كند و به محمدت و مذمّت خلق مايل نباشد و ستايش خواص و نكوهش عوام ، او را دامنگير نبود - دوم صاحب ديوانى كه داد مظلوم از ظالم و انصاف ضعيف از قوى بستاند و
--> ( 1 ) . مركز فساد و عياشى ( 2 ) . نامشروع و غير قانونى ( 3 ) . ر . ك : راحة الصدور ، به اهتمام محمد اقبال و مجتبى منيوى ، ص 30 به بعد .